فراموشیـــــــــــــــ

دفتر چه خاطراتم را ورق میزدم پر از خاطرات رنگارنگ از روز های من

گاه صفحاتی که خوشحالی را میتوانستماز دست خطم درک کنم!

و گاه صفحاتی که با مدادم سیاه بودند و حرف از غم میزدند

هر کدام را میخواندم دنیایی از تجربه آن روز

اما من بی هیچ اهمیتی به تجربه ها،ورق میزدم،ورق...

میخواندم و میخواندم  جالب این جا بود گاه روزهایی پیش آرزویی کرده بودم و با خود در التماس پروردگار خواستار برآورده شدنش بود

و در روز  بعد نوشته ها نشانگر برآورده شدن خواسته ام بود

اما من بی هیچ اعتنایی فراموش کرده بودم که این لطف او بود...

به راستی چه قدر فراموشکاریم....

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجابی

زیبا بود موفق باشید ......عده ای فقط دین را دوست دارند بخاطر آن نونی که آخر دین(ن) وجود دارد........ [گل]http://riznegari.persianblog.ir/

سارا

سلام عزیزم واقعا قشنگ بود واااقعا خسته نباشی

narges

rast migi vaghean cheghadr faramoosh karim man apam khosh hal misham biai pisham[ماچ]

مــ ـ ــریم

قشنگ بود!مرسی خبر کردیــ ـ ــ[ماچ]

هستی

سلام مرسی که اومدی من لینکت کردم با عنوان وبم بلینک

خورشید جاودان

خیلی قشنگ بود راست میگی ما زود یادمون میره که زندگی امروزمون آرزوی دیروزمون بود بدون اینکه حس کنیم چقدر خوشبختیم که به آرزومون رسیدیم حسرت نداشته ها را میخوریم و در آرزوی داشتنی دیگر لحظه خوشبخت رسیدنها را به همین راحتی از دست میدیم

روژین

خوشت میاد بامن لج کنیـــــــــــــــ؟؟ چرا هی قالبو عوض میکنی؟؟؟؟؟؟ [عصبانی] دهـَ !!!!

روژین

یه کم سنگین باش دختر!!!! نا سلامتی دبیرستانی!! این جلف بازیا چیه؟؟؟[نیشخند] هر چی دوست داری بزار عزیزم!!![قلب]

عطیه

سلام. آره راست می گی... هممون فقط وقتی یاد خدا می افتیم که مشکلی برامون پیش میاد... اما وقتی اون مشکل حل میشه... همه ی آدما خیلی بی وفا هستن... نه فقط نسبت به خدا بعضی وقتا نسبت به کسی که دوسشون داره هم بی وفان... ما که عادت کردیم... فکر کنم خدا هم عادت کرده باشه...[گل][خداحافظ]

داستان های کوچک

سلام من تو رو لینک کردم تو هم مثل این که منو لینک نکردی پس منو با ×××داستان های کوچک××× لینک کن.[منتظر]