اگر مهربان باشید ،‌ آدم ها شمارا به خود شیرینی متهم میکنند. اما شما همچنان مهربان باشید.

 اگر با دیگران رو راست باشید ، دیگران شما را فریب خواهند داد. با این وجود چون آب،‌ زلال و صادق بمانید. اگر شما برای زندگی بهتر تلاش کنید ، دیگران برچسب حرص و طمع به شما خواهند زد اما شما سخت کوش به حلو بروید. اگر امید به دیگران ارزانی دارید ،‌شمارا خوش خیال میپندارند! چون فانوس به شبهای تار بی امیدی بتابد.

اگر به شادی و آرامی برسید دیگران حسادت میکنند! با این وجود شادمانی کنید و شادی هایتان را تقسیم کنی. خوبی های امروزتان را فردا فراموش میکنند اما شما همچنان خوب بمانید و خوبی کنید. وقتی شما چشمانتان را بخ اشتباه و ضعف دیگران می بندید ،‌دیگران ممکن است شما را ساده لوح بپندارند اما همچنان از کنار اشتباه دیگران بگذرید!

سخن های دیگران و قضاوت آنان مهم نیست!‌ تنها قضاوت و داوری خدا مهم است خداوندی که همه چیز را میبیند و میشنود و همه به سوی او باز خواهیم گشت!

گیر آوردن این مطلب جریانی داره!!!

من جمعه ها از صب تا ٧،٨ شب کلاسم،‌ شنبه امتحان علوم داشتیم و منم هیچش نخونده (تازه فک کنم ٢٠ بشم!!) ساعت ٨ بود که دوستم بهم زنگ زد که ببینه علوم چه درسایی بود و واسه درس آزاد ادبیات بپرسه! منم که حافظم ٢٠! پاک یادم رفته بود که شنبه باید درس آزاد رو آماده کنیم! بهش گفتم که واسم متن درس آزاد رو بیاره اون بنده خدا هم انتظار داشت که بگم منم برات دانش های زبانی ادبی میارم (همون دستور زبانه) ولی پر رو پر رو گفتم که از اینترنت پیدا کنه( ولی خیلی جاها هم شده که به دادش رسیدم!! دوست بی وفا نیستم!!) شب هم که رسیدم خونه عین جنازه بود!! هیچ وقت اونجوری خسته نمیشدم!! ساعت ٨ شب تو اوج خواب زنگ زدم به مائده که دانش زبانی ادبی شو بگیرم!! بعد عین مرغ گرفتم خوابیدم!! فردا (شنبه ) تو مدرسه تند تند داشتم مینوشتم یه قسمتایی هم مث نوشتن و خود ارزیابی و اینجور چیزاش موند! گفتم بهم منفی یا ضربدر میده!! با خودم گفتم عیبی نداره بعد از کلاس میرم مخشو میزنم اونم چون منو میشناسه و باهام خوبه قبول میکنه!! ولی بگین چی شد!!! مثبت گرفتم!!! با درسا(دوستم) خیلی خندیدیم!! متن اون بود من مثبت گرفتم!!!