من اهل طهرانم، طهرانی که آسمانش با دودها و آلودگی ها انس گرفته...

خیابانهایش با میلیون ها ماشین که راهی برای پیاده رو نمیگذارند...

شلوغی اش زبان زد عام و خاص است...

اما من...

من طهرانم را همین گونه دوست دارم

با شلوغی هایش

با دودهایش

با رشته کوه البرزش

با قله ی دماوندش

با شوق یک روز هوای پاکیزه

با شوق یک روز آسمان آبی

با شوق یک روز خیابان خلوت...

در شهر من زندگی جریان دارد و من طهرانم را به خاطر همین زندگی اش دوست دارم...

پ.ن : خیلی چیزای دیگه هم میخاستم توش بگم ولی نشد! این دوسه روزه آخر که میرفتم مدرسه خیلی هوا به خاطر بارون تمیز بود و حتی تا برف روی کوه ها هم معلوم بود! خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم