روزی بیــــشه ای بود

پر از مهر و صفا

پر از عشق و وفا

مردمانش مهربان بودند

مردمانش خوش بیان بودند

همه یکدیگر را دوست داشتــند

احترام میگذاشتند

اما...

روزی از روزهای بد

شیطان پلیدی آمد

آمد بین این بیشه ای ها

کردشان نامهربان

آمدو آتش به بیشه زدو رفت

آتشش ماند بجای، ولی خودش برفت...

بیشه مان سوخت اما

ما هنوزهم زنده ایمـ

زنده ایم وپاینده ایــم

میسازیم با یکدیگر

با همکاری و همدلی هم

بیشه ای دلــشاد

بیشه ای آباد...

14/شهریور/91