دیروز مامانم داشت از جریانات سر کارش تعریف میکرد!! فکر کنم به جای اینکه تو بیمارستان کار کنه داره تو تیمارستان کار میکنه!!

داشت برامون تعریف میکرد که یه زنه رو کبود کبود آورده بودنش!!

گفتم : خب چرا کبود!!

گفت: شوهره کتکش زده بود. برای اینکه ببینن چقدر زدتش یه آزمایش کوفتگی عضلات ازش گرفتن. عادیش رو ۴٠ هست و واسه اون زنه ١٠٠٠ بوووووووودددددددد!!!!!!!! (کی باورش میشه!!)

گفتم: مگه چقدر؟ مگه دیوونه بوده!!

جریانو برام تعریف کرد: پسره افغانی بوده و از بچگی تو ایران بزرگ شده. با این دختره که فامیل بودن و تو افغانستان بزرگ شده بود ازدواج کرد. به دختره گیر میداد که تو مث زن های ایرانی غذا درست نمیکنی لباست مث زن های ایرانی نیست و اینجور چیزا. اونم نمیتونست غذا خوب درست کنه و کتک میخورد!!!!(کتک یا از زیر تریلی رفتن؟؟؟؟)

چندمین بار بود که زنه رو میاوردن بیمارستان....!!! مامانم گفت: از دکترا پرسیدم چی شد؟ اونا گفتن ترجیح دادیم زیاد حالش خوب نشه چون دوباره کتک میخوره!!!

یه آدم چقدر میتونه دیوونه باشه که واسه شکمش این جوری زنشو بزنه!! شاید الان دارین از خنده میترکین شایدم دلتون به حال اون زن بدبخت سوخته!!!

ولی چیزی که منو ناراحت میکنه یه چیز دیگست!! چرا اکثر زن ها باید اینجوری تو سری خور باشن؟؟ چرا زن تو جامعه ما ان قدر بی ارزشه. دولت دم از آزادی میزنه!! اینم از آزادیمون!! مردا تو این جامعه هر کاری که میخوان میکنن و زن های بدبخت...!!

تازهههههه!!

از مامانم پرسیدم حالا با شوهره چی کار میکنن؟ چه مجازاتی داره؟ گفت:... .

نمیگم چی گفت میخوام شما حدس بزنین. یه راهنمایی میکنم. واسه ما زن ها خیلی نا امید کنندست!!!ناراحتنگران

واقعا خوش به حال آقایون!! چه حالی میکنن؟!؟!؟